وبلاگ Alireza z.i

وبلاگ شخصی یک جوون باحال ایرانی

خاطره من از کمک کردن به فقیر

سال پیش ماه رمضون بود.ماه رمضون اون سال هم خیلی گرم بود طوری که یه ذره از آنتن رو پشت بوم ذوب شد.خب خداییش دلم میخواست

روزمو باطل کنم برم آب بخورم ولی جالب لینکه از فرط گرما حال همچین کاریم نبود!

پدر رو مادرم جایی افطار دعوت بودن و منو نبردن و خودشون تنهایی رفتن.دو سه ساعت مونده به افطار که هوا خنک شده بود رفتم یه قابلمه 

کوچیک  واسه خودم حلیم از سر کوچه گرفتم و به سمت خونه  حرکت کردم.واسه خوندن بقیه متن برید ادامه مطلب.



همون موقع متوجه شدم یه مرد تقریبا گنده با لباسای کثیف داره 

دنبالم میکنه.از قضا کوچه هم خلوت بود و میترسیدم که نکنه این مرده دزد باشه بیاد کیف پولمو بزنه.سریع تر حرکت کردم که برسم به خونه و این 

مرد تا دم رسیدن به خونه دنبالم بود.هنوز یه ربع هم نشده بود که به خونه رسیده بودم و رفته بودم تو که زنگو زدن.اون موقع خونه ما آیفون تصویری

 نداشت و مجبور بودی واسه شناسایی غریبه ها ! بری دم در.خلاصه اینکه رفتم دم در دیدم همون مرده هست.پرسیدم که چی میخوای.گفت که

 من کارگرم زنو بچم خونه م منتظرن تا واسشون غذا واسه افطار ببرم. دیدم شما حلیم گرفتی گفتم از شما بخوام شاید جوانمردی کنی یه کاسه

 کوچیک حلیم بهم بدی.

خداییش تو اون لحظه نمیدونستم چیکار کنم.اینکه بهش کمک کنم یا با بی تفاوتی درو ببندم.دیدم منتظره من بهش جواب بدم.تو یه لحظه تصمیم 

خودمو گرفتم.بدون هیچ حرفی رفتم تو آشپزخونه تو یه ظرف یه بار مصرف اونو پر حلیم کردم و رفتم دم در.دیدم مرده رفته و خبری ازش 

نیست.فهمیدم که وقتی هیچ حرفی نزدم فکر کرده که هیچ کمکی نمیخوام بهش بکنم.خیلی ناراحت شدم و از فرط ناراحتی بی اشتها شدم و 

اصلا هیچی افطار نخوردم.

و هنوزم بابت این اتفاق ناراحتم و وقتی هر کسی از من کمک میخواد یاد این میفتم و اول جواب میدم و بعد میرم سراغ عمل.

   



نظر یادتون نره.

۱ نظر ۱ لايک ۰ ديسلايک
محمد
۰۹ تیر ۱۹:۱۸
سلام
نمیشه تو رو مقصر دونست ولی بنظر من باید جوابشو میدادی 
ولی بازم بنظرم مقصر نیستی

پاسخ :

بله حق با شماست باید جوابشو میدادم 
ولی هر کسی نظر خودشو داره و به نظر خودم مقصرم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ABOUT ME
انسانی هستم علیرضا نام ، صاف و ساده مثل همین وبلاگ ، که سعی در ثبت نمودن تراوشات ذهن خود که حاصل تفکر زیاد مغزم میباشد ، دارم.
اگه میخواین درباره من بیشتر بدونید ، به بخش « من کیم؟ » مراجعه کنید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بيان