دوست عزیزم ، نمیخوای نظر بدی عیبی نداره ، اما لطفا پستی رو که میخونی لایک کن بی زحمت !

وبلاگ Alireza.z.i

وبلاگ شخصی یک جوون باحال ایرانی

سخن سرآغاز

اراده های ضعیف همواره به صورت حرف و گفتار خودنمائی میکند.

لیکن اراده قوی جز در لباس عمل و کردار ظهور نمی‌یابد.


  گوستاو لوبون

تقدیم نامه

به عنوان آخرین پست تیرماه این سال ، این دو بیتی ها رو تقدیم میکنم به همه کسایی که دنبالم کردن ، اونایی که دنبالم نکردن ، اونایی که اومدن فقط نظر دادن ، اونایی که با صبر و تحمل پست های چرت و پرت منو خوندن ، اونایی که اشتباهاتمو بهم تذکر دادن و....

زان باده دیرینه دهـــقـــــان پرورد
در ده که طراز عمر نو خواهم کرد

مستم کن و بیخبر ز احوال جهان
تا سرّ جهان بگویمت ای سره مرد

*************************
هر آنکس عاشق است از جان نترسد
یقین از بــــنــــــد و از زنــــدان نترسد

دل عاشق بود گــــرگ گــرسـنــه
که گرگ از هی هی چوپان نترسد

*************************
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم
از بــد حـــادثــه اینجا به پـــنــــاه آمده ایم

رهرو منزل عشقیم و ز سرحـــدّ عدم
تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم




محمد موذی

از قدیم الایام که شامل 10 سال پیش میشه ، همیشه تو خونواده درباره شر بودن منو پسر عموم بحث بوده . (حتی بین جاری ها دعوا شدن چندباری)
خلاصه اینکه بعضی وقتا که دور هم جمع میشیم و فارغ از دنیای مجازی ( این حالت تو زندگی خیلی کم پیش میاد ) ، زنعمو من بحث اذیت های بچگی منو محمد رو میکشن وسط و اونوقته که بقیه جاری ها همنوا میشن.
اندر احوالات بچگی منو محمد ، خیلی باحال بوده.البته واسه خودمون ، چون همش بابا ها از دستمون حرص میخوردن و به قول معروف « بچه ها به بازی ، مادرا به قاضی » !
خلاصه ما پسرعمو ها کودکی پرنشاطی داشتیم.محمد یه سال از من بزرگتره ، و قد بلندتر ( 1.95 متر و من 1.75).و البته در بین این بازی ها و بازیگوشی ها ، صدماتی به ما وارد میشد که بعضی وقتا به دعوای بین خونواده ها می انجامید.
به عنوان مثال ، یه بار که با چادر مامان بزرگ محترم ، داشتیم بازی میکردیم ، به ناگاه این چادر گل گلی سفیدرنگ از وسط به صورت فجیعی جررررر خورد.این مامان بزرگ ما که خیلی به این چادر عزیزش علاقه داشتن ، بسیار عصبانی شدن و همه بچه های عزیزشونو از خونه با کلی داد و فریاد و شیون بیرون انداختن.حالا کتک خوردن منو پسرعمو از دست مادرا و باباها که بماند !
مثال دیگه اینه که یه روز که داشتیم تو خونه بی بی نازنین بازی میکردیم ، جناب محمدخان غیبشون زد و منم تو اون خونه بزرگ دنبالش گشتم.بزرگ چه عرض کنم ، یه جورایی قصر بود.یه زیرزمین سه طبقه داشت که میگفتن اونجا مردازما داره و مارو هیشه از زیرزمینا میترسوندن و....بگذریم.
داشتم خدمتتون عرض میکردم ، خلاصه همه جای این خونه رو به جز زیرزمینا گشته بودم و این محمدجان هم که انگار آب شده رفته بود تو زمین.من یهو به فکرم رسید که برم زیرزمینو بگردم شاید که اثری از این موذی پیدا کنم ، ولی یه صدایی که از ترس نشأت میگرفت ، به من نهیب میزد که نرو اونجا ، مردازما میگره میخورتت و .... که در نهایت کله شقی من بر این ترس پیروز شد و رفتم تو زیرزمین.( در ضمن یه چراغ قوه خیلی قدیمی هم همرام بود از اون قدیمیا که بعید میدونم الان دیگه از اونا پیدا شه )
رفتم تو زیرزمین و طبقه اول رو گشتم که هیچی نبود . بعد با هزار تا ترس و لرز رفتم تو طبقه دوم که یه چیزی جلوی صورتم دهنشو باز کرد و فریاد کشید و من بیهوش شدم.
قضیه از این قرار بود که محمد موذی رفته بود تو زیرزمین و میدونست که من دنبالش میگردم ، تصمیم گرفته بود که منو بترسونه.موقعی که من بیهوش شدم ، کلی منو تکون میده و وقتی میبینه من جوابی نمیدم و بیدار نمیشم ، تصمیم به خبر کردن والدین عزیز میگیره.
بنا به گفته پدرم وقتی که مادرم منو مثل جنازه میبینه خودشم غش میکنه.بقیه هم که دستو پاشونو گم کرده بودن و دسته آخر زنگ میزنن آمبولانس و منو میبرن بیمارستان و به گفته خودشون من بعد از نیم ساعت به هوش میام.
البته بعد از اینکه من قضیه رو تمام و کمال واسه مادرم و پدرم تعریف کردم ، یه دعوای خونوادگی مشتی بین جاریا و داداشا راه افتاد که تا دو سه سال منو محمد همدیگرو ندیدیم.

ولی الان تنها چیزی که از اون اتفاقا باقی مونده ، خندس. 
واااای انگشتام درد گرفت از بس که تایپ کردم.وقت کردم یه خاطره دیگه واستون مینویسم.




پی نوشت : خداکنه که فک و فامیل وبلاگمو پیدا نکنن.چون من اصلا خوشم نمیاد اقوام بیان پست های وبلاگمو بخونن.

یکسره میگن....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

Weightless

این موسیقی که برای شما میزارم ، توسط دانشمندای جهان به عنوان آرامش بخش ترین موسیقی جهان معرفی شده.یعنی شما وقتی که این موسیقی رو گوش میکنی ، تپش قلبت به 50 بار در دقیقه میرسه .(نزدیک به میزان تپش قلب در خواب)

Weightless دانلود موزیک
حجم: 7.47 مگابایت



امیدوارم که لذت ببرید.

ازغد گردی

دیروز با جمعی از دوستان رفتیم روستای پدربزرگ یکی از دوستان قدیمی ، و جاتون خالی ، خیلی خوش گذشت.و امروز که با یه بدن خسته و کوفته نشستم پشت میز ، خواستم که این روستا رو براتون معرفی کنم.


این روستا اسمش « ازغد » هست.که البته خود روستایی ها بهش میگن « زقه ».قدیمی های این روستا میگن که قدمت این روستا به دوران قبل از ظهور پیامبر اسلام (ص) برمیگرده.این روستا شامل چند بنا خیلی مهم هست که در ادامه براتون همراه با عکس توضیح میدم.باغات این روستا بسیار بزرگ و سرسبز هستن و همه جور درختی تو باغ ها هست.از آلبالو و گیلاس بگیر تا سیب و هلو و پرتغال و...    جمعیت روستا رو که من از دهیاری پرسیدم ، حدود 2000 نفر هست.(البته اگه درست باشه) جمعیت روستا به دودسته تقسیم میشن : دسته اول سید ها و سادات و دسته دوم مردم عادی.از قدیم یه سنت خاصی تو این روستا وجود داره که کسانی که سید و یا سادات ان باید با سید ها و سادات ازدواج کنند.

فتوای عجیب

عکس 5   مفتی عربستان : خوردن گوشت همسر برای مرد مباح است !

 

طبق این فتوا در صورتی که شوهر احساس گرسنگی کند که این گرسنگی منجر به مرگ وی شود ، جایز است که بخشی از گوشت همسر خود تناول کند.   indecision

تعریف شعور

« بیشعور بودن » شما دقیقا بسته به تعریف نفر

مقابلتون از شعوره. پس زیاد خودتون رو اذیت

نکنید.چیزی که یه نفر شعور می دونه ممکنه

یه نفر دیگه بیشعوری بدونه !

به خاطر مردم زندگیتو تغییر نده ،

« خودت باش »


پ.ن : این پست مفاهیم غلط دارد لذا خودتان آنرا تفکیک و تحلیل نمایید.



وقتی که یه چوپان باهوش و یه مهندس نابغه با هم خلاقیت به خرج میدن !

بهتون پیشنهاد میکنم اینو به هیچ عنوان از دست ندین !

خیلی جالب و خنده داره !

 دانلود این کلیپ
حجم: 4.66 مگابایت




مدت زمان: 2 دقیقه 45 ثانیه


یه گیف خنده دار

اینم همون گیفی که قولشو داده بودم.

 



مدت زمان: 52 ثانیه 

اوضاع این دو روز من

کلا این دو روز رو بیکار بودم ، نه میدونستم که چیکار کنم ، نه حوصله جایی رفتن داشتم ، اون یارو هم که بهم دستمزدمو نداد ، اصن یه اوضاعی شده واسم که تا خودتون تجربش نکنین نمیفهمین.
ولی تو همین بیکاری ، همش پشت میز کامپیوتر بودم و داشتم وبلاگ گردی ( در واقع ولگردی مجازی ) میکردم.وبلاگ بعضی دوستان رو میگشتم ، پست هاشون رو نگاه میکردم ، چند تا سایت رو برای یادگرفتن زبان html و css میگشم ، لیست وبلاگ های تازه بروز شده رو نگاه میکردم و تا دلتون بخواد وبلاگ از لیست باز کردم و خوندم.
نمیدونم چرا هیچ موضوع جدیدی تو نت نیست ! ینی گوگل رو واسه پیدا کردم موضوع جدید زیر و رو کردم اما هیچی ! انگار که نه انگار ! که منم یه بلاگرم و به یه موضوع جدید نیاز دارم !
بقیه بلاگر ها (بعضی ها ) هم اونطوری که من فهمیدم دست کمی از من نداشتن.همه سوت و کور بودن.کلا وبلاگ که داشته باشی پیدا کردن موضوع و متن جدید واسه کپی و پیست سخته چه برسه به اینکه خودت بشینی مثل الان من بتایپی !
تو این دو روز سه بار نتم تموم شد ! میپرسین چه جوری ؟ خودمم نمیدونم ! والا خودم که فقط وبلاگ میگشتم ، خونواده هم که فقط سه نفرن و پدر و مادرم هم کلا استفاده چندانی ندارن ، از طرف دیگه بعیده که مودمو هک کنن چون Wps  رو بستم ، و خداییش نمیدونم چجوری یه اینترنت سه گیگ سه بار تموم شد تو این دو روز ! (ینی کلا 9 گیگ مصرف داشتم)
آقا این وضعیت گرمای هوا چیه ؟ ینی کولر خونه الان 24 ساعته روشنه ، بدبخت کولر هیچ استراحتی که نداره کلا و شاید تو یه هفته همش 45 دقیقه استراحت کرده ! جدی دولت نمیخواد رسیدگی کنه ؟ فشار آب به خاطر کولرا اونقدر کم شده که حتی نمیشه بری حموم !
خب دیگه ، به گمونم چیز دیگه ای ندارم که بنویسم.

پ.ن : با اینکه هیچی تو نت پیدا نمیشه ، یه گیف باحال پیدا کردم که اگه فرصت کنم اونو میزارم.

من علیرضام.17 سالمه.خیلی به وبلاگ نویسی علاقه دارم.مخصوصا اینکه دانسته ها و تجربیات خودمو با شما به اشتراک بزارم.
مرداد ماهی ام.مثل شیرم و وفادارم.خیلی کم عصبانی میشم.فیلم های اکشن و علمی تخیلی دوست دارم.همه نوع موسیقی
رو گوش میکنم ولی معمولا موسیقی بی کلام رو بیشتر گوش میکنم.ویلن هم میزنم و تقریبا ماهرم.تعریف از خود نباشه دانش آموز رشته
تجربی ام و هدفم قبول شدن تو رشته پزشکی تو کنکوره.
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
وبلاگ دوستان
پیشنهادات من
Designed By Erfan -Edited By Alireza z.i Powered by Bayan